#آن_نیمه_دیگر_پارت_179

هنوز توي اعتصاب غذايي؟... فايده نداره...

سرم گيج مي رفت. به شدت بي حال بودم. با صدايي که از ته چاه در مي اومد آهسته گفتم:

ولم... کنيد.

خنديد و گفت:

نگران نباش... بالاخره ولت مي کنيم.

بوي ليمو توي بينيم پيچيد... سرم اون قدر گيج مي رفت که نمي تونستم بچرخونمش ولي مي دونستم که داره مثل هميشه هروئين و با آب ليمو قاطي مي کنه...

سوزشي توي دستم احساس کردم... آهي کشيدم... شکنجه گرم گفت:

اينم اون چيزي که اين قدر بي خاطرش داد و بيداد کردي.

چند ثانيه ي بعد يه حس سرخوشي عجيب بهم دست داد... کم کم سر گيجه م برطرف شد... نفهميدم کي شکنجه گرم اتاق و ترک کرد... يه مقدار حالت تهوع داشتم... ولي آرامشي عجيب بهم دست داده بود... ديگه نه اضطراب داشتم نه دردي حس مي کردم... ديگه برام مهم نبود A S K R O B S روي ديوار چه معني مي ده... بي اختيار يه لبخند روي لبم نشست... آخ که چه قدر اين حس خوب بود... فارق از دنيا... فارق از درد و نگراني... آرامش... آرامش...

******

نمي دونستم چند روز گذشته...

نمي تونستم به اعتصاب غذام ادامه بدم... از طرفي معده م تحمل غذا رو نداشت. با پوره ي سيب زميني و سرم زنده بودم... ولي مشکل من اين نبود... درد من اون روزهايي بود که بهم تزريق نمي کردند... درست زماني که بدنم شروع به ترک اين ماده مي کرد دوباره بهم تزريق مي کردند... از تکرار نئشگي و خماري مي ترسيدم... رو به تنها روزنه اي که به دنياي بيرون باز بود کردم... به اون پنجره ي تخت کوب شده... اشکام روي گونه هام ريخت... کم کم داشتم توي ذهنم مفهوم آزادي رو گم مي کردم... چيزي از دنياي بيرون يادم نمي اومد..

نگاهي به A S K R O B S روي ديوار کردم... بي اختيار قاشق رو برداشتم و با تهش بعد از آخرين S روي ديوار حرف R رو رسم کردم...

******

به مرد خوش قيافه اي که رو به روم بود نگاه کردم... با اون کت شلوار خوش دوخت و کراوات خاکستري... موهاي مشکي و چشم هاي تيره ش و به خاطر مي اوردم... الهه ي عذاب من سر رسيده بود... دانيال براي چي اينجا اومده بود؟



========





به مرد خوش قيافه اي که رو به روم بود نگاه کردم... با اون کت شلوار خوش دوخت و کراوات خاکستري... موهاي مشکي و چشم هاي تيره ش و به خاطر مي اوردم... الهه ي عذاب من سر رسيده بود... دانيال براي چي اينجا اومده بود؟

دانيال نگاهي به صورتم کرد. با عصبانيت به شکنجه گرم گفت:

اين که پوست استخوون شده.

romangram.com | @romangram_com