#آلاگل_پارت_384
لبه تخت نشست..منم همون لب در وايستادم
_هيچي خوب ميخوام داشته باشم...ميشي واسم بريزي؟؟
نگاهي به لپ تابش انداخت و گفت
_ اِمــمم...ميشه يه ساعت ديگه بياي؟الان کار دارم.
با لب و لوچه ي آويزون گفتم
_بــاشـه...اگه بيدار بودم ميام.
_اوکي من بيدارم ...خواستي بيا .
عقب گرد کردم و در اتاقو بستم...رفتم تو اتاقم ...صداي مسنجر اومد...
پريدم رو تخت.باراد بود...
باراد_سلام ..ممنون خوبم تو چطوري؟
بارانا_ بد نيستم
باراد_بد نيستم يعني خوب نيستي ديگه؟؟
romangram.com | @romangram_com