#آدم_دزدی_به_بهانه_عشق_پارت_271

صدای ماکان و که شنیدم نفسم و با خوشحالی بیرون دادم .
- بله بفرمایید
- الو ماکان سلام .
صداش هیجان زده شد و گفت :
- وای الین کجایی ؟ حالت خوبه ؟ اذیتت که نمیکنه ؟ یه جوری بگو کجایی که نفهمه ....
پریدم وسط حرفش و گفتم :
- وای ماکان یه نفس بگیر . بذار منم حرف بزنم . من فرار کردم از دستش
همچین با صدای بلندی گفت :
- چـی ؟؟؟
که گوشام کر شد و موبایل و از گوشم فاصله دادم و بعد از چند لحظه دوباره گفتم :
- آره فرار کردم . تو کجایی ؟
با بهت گفت :
- باورم نمیشه چه جوری این کارو کردی .
کلافه شدم و گفتم :
- وای ماکان الان وقت این حرفا نیست . تو الان کجایی؟
- تو اداره پلیس
با تعجب گفتم :
- اونجا چیکار میکنی ؟

romangram.com | @romangram_com