#سه_دوست_پارت_90
-میترااااااا .. دیوونه .... تو چت شده ؟؟؟ چرا هیچی نمیگی ؟؟
اروم خندید و گفت :
میترا : آشخال ... بذار منم حرف بزنم ..
سرشو انداخت پایین و گفت :
میترا : اومدم باهات خداحافظی کنم ...
با تعجب نگاهش کردم ..یکی آروم زدم توی صورتش که باعث شد اروم بخنده ..
-معلوم هست چی داری میگی میترا ؟؟!!..
سرشو آروم تکون داد و گفت :
میترا : خوب دیگه .. نمیتونم اینجا بمونم ..
چونه اش شروع کرد به لرزیدن و یه قطره اشک ریخت رو گونه اش ...
میترا : تهران داره خفه ام میکنه رزیتا ..نمیتونم اینجا بمونم .... تهران همش علی رضاس ... علی رضاس که داره خفه ام میکنه ... میفهمی ؟؟ اره ؟ هر کی رو میبینم در نظرم علی رضاس .. همه شکلِ علی رضان .. حالم داره بهم میخوره ... اون نامرد نابودم کرد رزیتا .. حالا فقط میخوام برم ..
-میترا درست حرف بزن ... اصلا به مهتا فکر کردی ؟؟ فکر کردی چطور میخواد بدون تو سر کنه ؟؟ تو که میدونی اون بدونه تو هیچ کاری نمیکنه ؟؟
romangram.com | @romangram_com