#سه_دوست_پارت_85
کلافه دست کشید توی موهای قهوه ای رنگش و به میترا نگاه کرد و گفت :
حسین : در موردِ علی رضاس ..
با این حرف میترا وا رفت ..
-وااااااای ...چی شدههههه ؟؟!..
حسین : ببین میترا ما همه مون گول خوردیم ... همش تقصیر من بود ..بیشتر از علی رضا گناهکارِ این ماجرا من بودم ..من بودم که باعث شدم رزیتا اینقدر ازم متنفر بشه ..من بودم که باعث شدم زهرا اعتمادشو نسبت به همه از دست بده و بشه یه دخترِ...
سرشو چرخوند سمتِ دیگه و ادامه داد :
حسین : ببین برام خیلی سخته ..برات بگم موضوع چیه ..
میترا که دیگه طاقتش تموم شده بود گفت :
-برو سرِ اصلِ مطلب ..
حسین سریع گفت :
حسین : بهتره از فکرِ علی رضا بیای بیرون..
میترا با چشمای از حدقه در اومده جیغ زد :
romangram.com | @romangram_com