#صد_و_هشتاد_درجه_پارت_190
-نقطه ی شعف؟
گلسا با مجله به بازوی رها زد و گفت:
-برای من مسخره بازی درنیار.
رها زد زیر خنده. گلسا یه پاش رو روی پای دیگه اش انداخت و عینک آفتابی اش رو از روی بینی اش برداشت. نگاهی به مجله کرد و زیرلب «هوم» گفت. گفت:
-خب...بذار ازت یه سوال اختصاصی بپرسم کفت ببره...
-بپرس.
-اینجا راجع به شفیره نوشته...شفیره یک قسمت از مراحل زندگی کرم ابریشم است...جالبه...می دونستی از فضولات شفیره هم می شه استفاده کرد؟
رها بینی اش رو چین داد و گفت:
-گلسا...!
-جونم...بذار سوالم و بپرسم. اگه گفتی رنگ فضولات اش چه رنگیه.
رها چندبار رو به گلسا پلک زد و باز گفت:
-گلسا!
و خنده ای کرد. گلسا گفت:
-اشتباه گفتی. رنگش قرمز آسمانیه.
-قرمز آسمانی؟!
-همون آبی اناری.
رها به رنگ های ابداعی گلسا خندید. دستشو زد زیر چونه اش و گفت:
-ببین...گلسا...اگه بتونی یه کاری بکنی بهت جایزه می دم.
گلسا درحالی که با دوربینش ور می رفت و پاهاش رو تاب می داد،با لحنی کودکانه و با حواس پرتی گفت:
-اوم ... دوست دارم. همیشه جایزه دوست داشتم. توی مهدکودک هم همیشه خودم همه ی جایزه ها رو می بردم.
مکثی کرد و سریع اضافه کرد:
romangram.com | @romangram_com