#صد_و_هشتاد_درجه_پارت_134


-چی؟!

-لیلی می خواد دوستاشو واسه شام دعوت کنه. گفت من و تو باید بدون چون و چرا کار کنیم.

-دقیقا همین جوری گفت؟

-نه ولی هدف همین بود. شک داری برو از خودش بپرس.

شونه های رهی افتادن. هوف...چه قدر این لیلی مکافات داشت. پاشد و گفت:

-خب من الان باید چی کار کنم؟

گلسا یه کاغذ و خودکار برداشت و روی اپن گذاشت. گفت:

-الان ... اینایی رو که من می گم رو می ری می خری.

-این دستور بود یا یک خواهش.

-یک دستور.

رهی آرنج شو به اپن تکیه داد. گلسا خودکارش رو برداشت و شروع کرد به نوشتن...رهی روی برگه خم شد و صورتشو درهم کشید.

-چـی؟ این دیگه چیه؟

-این؟ ببینم نکنه تو تا حالا پودر ژله ندیدی؟

-خب این مارکش چه اسم مزخرفی داره...حتما باید این باشه؟

-بله بله.

-این یکی چیه؟

-اه رهی رهنما، مگه تو توی عمرت فروشگاه نرفتی؟ اسم اینا رو نشنیدی واقعا؟

رهی چندبار پلک زد و چیزی نگفت. گلسا گلوش رو صاف کرد و موهاش رو پشت گوشش زد. زیرلب گفت:

-معذرت می خوام. منظوری نداشتم.

رهی بی توجه پرسید:

-اصلا چی می خوای درست کنی؟


romangram.com | @romangram_com