#پانزده_سال_کابوس_پارت_205

جیک: نه منم هستم!!!

شری:زهر مار ترسوندیم بابا !!!

جیک:باهام ازدواج کن !

ایدا:آخه این چه وضع پیشنهاد ازدواجه دیوونه؟!

شری:عمرااااا با تو خل من ازدواج نمیکنم دیوونم کردی !!!

لئون:بسه دیگه یه کم دیگه اینجا وایسیم همه فکر میکنن یه مشت خل وچل ریختن اینجا جمع کنید بساتتونو بابا بیاین بریم!

........................................

کریس

کریس:تو اینجا چیکار میکنی ...جیل واقعا تویی ..حرف بزن ..توکجایی..زنده ایی...

..................

کریس:ده لعنتی حرف بزن کجایی آخه ...یک ماه دنبالت گشتم ....کجا میری نرو....نرو..

چشامو باز کردم همون اتاق همون روز همون ساعت....خواب بود...اولین بار بود که میدیدمش !


romangram.com | @romangram_com