#پانزده_سال_کابوس_پارت_192
کلر:من دوباره ازش بازجویی میکنم!!!
همینکه اومدم برم دساتم کشیده شد!دیدم پیرس دستامو گرفته......
کلر:چیه؟!
پیرس:نمیخواد توبری بااون مردک دهن به دهن بشی خودم میرم....!!!!
دستمو ول کردو اتاقو ترک کرد واااااا...این امروز چقد خوش اخلاقه!!! احساس میکنم همه اینجا دیووونه شدن!!!!!
**********************
جیل****
جیل:داریم نزدیکش میشیم درسته؟
کریس:نزدیک کی؟
جیل:آلبرت و میگم حس خوبی ندارم
کریس:نگران نباش من اینجام قول میدم ولت نکم
به حق چیزای نشنیده خدایا خودمو به خودت سپردم این چرا اینطوری شده چه مهربون کاش پیش لئون مونده بودم....
romangram.com | @romangram_com