#پانزده_سال_کابوس_پارت_190

جیک:ولت نمیکنم!

شری:مگه کری میگم ولم کن احمق ....

یه ان دور واطرافمون منفجر شد وبا صدای مهیبش هردومون پخش زمین شدیم!

جیک:لعنت به نمسیس !بلن شو زودباش...

باترش ازجام بلند شدمو دویدن نمسیس به سمتمونو نگا کردم...جیک دستمو کشیدو از اونجا دور شدیم.....

*******************

جیل****

همه جا تاریک بود..تقریبا میشد گفت چیزی دیده نمیشد!!!!!

جیل:چراغ قوه.....

کریس:هیسسسسس! نباید کسی بفهمه ما اینجائیم....

جیل:تو اینجارو میشناسی؟!

کریس:نه...معلومه که نمیشناسم ولی مطمئنم آلبرت اینجاس...


romangram.com | @romangram_com