#پانزده_سال_کابوس_پارت_188

پیرس:فرستادم برسیش کنن ولی انقدر با اعتماد کامل حرف میزد که خودمم داشت...

کلر:این چرندیاتو باور نکن پیرس جیل همسر نداره مطمئن باش حتما اینم یه پاپوش دیگه است!مطمئن باش!

پیرس:خداکنه همون طوری باشه که تو میگی !

*****************************

شری****

جیک:تو دیوونه ایی!

شری:دیوونه هفت جد آباد اون ننه باباته بیشعور متجاوز گر ازت شکایت میکنم !

جیک:من تاحالا اینطوری به یه دختر نزدیک نشده بودم که بهم میگی متجاوز گر درضمن خود توهم موافق بودی این هزار بار!!!!!

شری:بزار برسم دفتر کارم ازت به جرم سو استفاده از یه پلیس محترم شکایت میکنم !

جیک:موافقم اینکارو بکن !

چقدرپرروئه راحت میگه موافقم نفهم بیشعور!

جیک:چرا ساکتی نکنه موافق نیستی ازم شکایت کنی؟


romangram.com | @romangram_com