#پانزده_سال_کابوس_پارت_120
ایدا*****
هرکاری کردم اهرم در اصلی نمیچرخیدآبم با فشار به داخل میومد...حسابی عرق کرده بودم ناامید بودم
که مانیتورای داخل زیردریایی به طور خودکار روشن شد تصویر وسلر تو مانیتور نمایان شد با بهت نگاه کردم...
وسلر:دیدی بهت گفتم بخوام میتونم به راحتی بکشمت حالام بدون اینکه دستم به خون آلوده بشه میمیری!
ایدا:من تورو نکشم خودم نمیمیرم ...عوضی تر از توووسکر کسی نیس!
وسلر:خودم میدونم عزیزم!
با اسلحه ام تمام مانیتورا رو داغون کردم بعدش تمام زورمو جمع کردم تا بتونم درو باز کنم! ...دوساعت تموم داشتم تقلا میکردم ولی در باز نشد!...
باتکون شدید زیر دریای فهمیدم خورده به یه سنگ یا یه چیز خیلی محکم سعی کردم دیواره شکسته زیر دریایی روبشکونم چن بار شلیک کردم...آخرم مهماتم تموم شد آبم تا بالای زانوم اومده بود...
ایدا:وسلر لعنت بهت لعنت!
موبایلمم آنتن نمیداد...فقط باید منتظر مگم میبودم دوباره زیر دریایی محکم تر به یه چیزی خورد که آب کامل به داخل اومد منم تا چن ثانیه هیجارو نمیدیدم ...نمیتونستم چشامو باز کنم تمام قدرتمو از دس داده بودم که با اینکه شنا بلد بودم ولی اندازه ی یه مورچه هم توان نداشتم
احساس کردم یکی منو
گرفت و میزد تو صورتم ولی توان باز کردن چشامم نداشتم....!
romangram.com | @romangram_com